١. آدم؛ این کلمه عبری و غیر منصرف است و به معنای خاک سرخ می¬باشد. اصل آن «آدام» بوده که برای تعریب الف وسط آن حذف شده است. 25 بار در قرآن تکرار شده است. وی نخستین انسان از نسل کنونی است؛ از این روی او را ابوالبشر می¬نامند و نخستین پیغمبر است.
2. ادریس؛ این کلمه غیر عربی است؛ از این روی غیر منصرف می¬باشد. دو بار در قرآن آمده است. میان شیث (جانشین آدم) و او چهار نسل فاصله است.
3. نوح؛ این کلمه عربی است. چون بسیار گریه می¬کرده به او نوح گفته¬اند. 43 بار در قرآن تکرار شده است. عمرش از همه پیامبران بیش¬تر بوده و دوران نبوت او 950 سال بوده است؛ از این روی به او شیخ الانبیا لقب داده¬اند.
4. هود؛ این کلمه عربی است. وی پس از نوح – با چند واسطه – آمده است. وی در سرزمین احقاف و میان قوم عاد زندگی می¬کرد. در تورات به نام «عابر» خوانده شده است. این کلمه ده بار در قرآن آمده که سه مورد آن به معنای یهودی است.
5. صالح؛ این کلمه عربی است و وی از پیامبران عرب می¬باشد. وی در سرزمین حجر (میان شام و حجاز) مبعوث شد. معجزه او شتری بود که از درون کوه بیرون آمد که او را پی¬کردند و دچار عذاب صیحه آسمانی شدند. این کلمه 43 بار در قرآن تکرار شده است که در7 مورد حضرت صالح مراد است.
6. ابراهیم؛ این کلمه غیر عربی و سریانی است و به معنای پدر مهربان می¬باشد. وی از پیامبران اواالوالعزم می¬باشد که دارای کتاب و شریعت است. وی در شهر بابل در عراق به دنیا آمد و به پیامبری رسید و در دوره جوانی بت¬ها را شکست و نمرود دستور داد او را در آتش افکنند که خدای متعال آتش را بر او گلستان کرد. این کلمه 68 بار در قرآن تکرار شده است.
7. اسماعیل؛ این کلمه غیر عربی است و در زبان عبری «اسما» و «ئیل» به معنای بشنو، خدا بوده است. وی فرزند بزرگ ابراهیم است و مادرش هاجر می¬باشد که در نوجوانی ابراهیم او را به قربانگاه برد. این کلمه 12بار در قرآن تکرار شده است که در آیه 54 سوره مریم اختلاف است که منظور از اسماعیل کیست.
23.زكريا؛ اين كلمه معرب و اصل آن عبري است. وي كه از متوليان بيت¬المقدس بود طبق قرعه سرپرستي مريم، مادر عيسي را بر عهده گرفت. وي مأموران حكومت جبار به درون درختي مخفي شد كه مأموران درخت را با اره دو نيم كردند. اين كلمه 7 بار در قرآن كريم تكرار شده است.
24.يحيي؛ اين كلمه هم مي¬تواند عربي باشد، برگرفته از واژه حيات و مي¬تواند عبري باشد (معرب يوحنّا) وي پسر زكريا است و با عيسي پسر خاله مي¬باشند. وي شباهت¬هايي به امام حسين عليه السلام دارد، از آن جمله كه در شش ماهگي به دنيا آمد و به دست حاكم عياشي سر از تنش جدا شد. اين كلمه 5 بار در قرآن كريم آمده است.
25.عُزَير؛ اين كلمه معرب عزرا است. يك¬بار در قرآن كريم سوره توبه آيه 30 آمده است و مفسران گفته¬اند آن شخصي كه آيه 259 سوره بقره مي¬گويد كه خداي متعال او را صد سال ميراند و سپس زنده كرد، عزير است.
26.عيسي؛ اين كلمه معرب كلمه «ايشوع» در زبان عبري است و به معناي مرد بزرگ و مبارك است. وي از پيامبران اولواالعزم است و كتاب او تورات مي¬باشد. به پيروان وي مسيحي مي¬گويند. مادر وي مريم از چهار زن بزرگ بهشتي است كه بدون شوهر و با تمثل فرشته الهي (جبرئيل) برابر او باردار شد و در مدتي كوتاه عيسي را به دنيا آورد. و عيسي در گاهواره به سخن آمد و خود را عبدالله، پيامبر و صاحب كتاب معرفي كرد. يهوديان مخالف او مي¬خواستند او را به دار بياويزد، ولي خداي بزرگ او را نجات داد و فردي مشابه او را به دار آويختند. اين كلمه 25 بار در قرآن كريم تكرار شده است.
27.محمد؛ اين كلمه عربي و به معناي ستوده است. و از پيامبران اواالعزم و صاحب شريعت اسلام و كتاب آسماني او قرآن است. وي آخرين پيامبر الهي و پس از او پيامبري نخواهد آمد و هر كس پس از ايشان ادعاي پيامبري كند دروغگو است. اين كلمه 4 بار در قرآن كريم آمده است و يك¬بار به عنوان «احمد» از او يادشده است.

